
حتی اگه اسم کارگردان رو اول فیلم نیبینید با ظاهر شدن چهره ی جانی دپ در یک فضای رویایی و کمی سورئال در لندن قرن ۱۹ مطمئنا حدس می زنید که کارگردان این فیلم کسی جز تیم برتون نمی تونه باشه! دقیقا همون فضایی که در ابتدای انیمیشن عروس مردگان میبینید. البته انتظار یک شاهکار با مخاطب خیلی زیاد رو نباید داشته باشید یا یک فیلم نامه ی خیلی قوی و داستان پر پیچ و خم و تفکر بر انگیز. نه! این یک فیلم با یک داستان روان و ساده است که شاید حرف چندانی هم برای گفتن نداشته باشه و تنها چیزی که مخاطب رو جذب می کنه فضای داستان و غافلگیر کنندگی اتفاقاته در زمانی که در لندن از هر ۱۰ نفر یک نفر می تونه «مستر هاید» باشه! ساده و حتی خنده دار بودن خونریزی و آدم کشی بر اعجاب انگیزی فضای فیلم اضافه می کنه.
در یک شب تاریک مردی (جانی دپ) با کشتی به لندن میاد و به مغازه ای میره که در اونجا زنی از دوستان قدیمی رو می بینه که مغازه ی پیراشکی فروشی داره و اونجا جریان زندگیش رو تعریف می کنه که سال ها پیش با اسم «بنجامین بارکر» آرایشگر بوده و با زن و دخترش زندگی خوبی داشته اما قاضی شهر زن و دخترش رو می دزده و اون رو فکر می کنم تبعید می کنه به یه قبرستونی! حالا اومده تا دخترش رو پیدا کنه اما میبینه دخترش که حالا بزرگ شده پیش قاضی زندانیه و قاضی می خواد با اون ازدواج کنه ! خلاصه این آقایی که حالا اسم سوئینی تاد رو برای خودش انتخاب کرده تصمیم به قتل قاضی می گیره و با بساط آرایشگریش خون و خونریزی راه می اندازه و جسد ها رو...(خودتون ببینید)!
نکته ی جالب در مورد این فیلم نوع بیان دیالوگ هاست که خیلی وقت ها به صورت شعره که آدم رو یاد کارتون های قدیمی والت دیزنی می اندازه و در کل فیلمی رو خارج از تمامی عادات موجود شکل میده. اگر از فضای فیلم های تیم برتون خوشتون میاد حتما این فیلم رو ببینید چرا که به شدت این علاقه رو ارضا و حدود ۲ ساعت شما رو در فضای عجیب و غریب ذهن تیم برتون غوطه ور می کنه. اما اگر دنبال یک فیلم متعارف و با داستان کلاسیک و «خوب» هستین فکر نمی کنم دیدن «سوئینی تاد» محصول سال ۲۰۰۸ پیشنهاد مناسبی براتون باشه.