از تمام اين ها ميشه نتيجه گرفت كه اسراييل يك جسد متعفن و بدبخت و ضعيف و بيچاره است كه حماس به سلامتي داره جرش ميده. اونوقت مردم دنيا هم كه نميفهمن هي به اسراييل و روح پدرش فحش ميدن. آخه آدم دردشو به كي بگه... هييييييي....
چند روز پيش داشتم
فكر مي كردم من كه براي خودم ادعاي روشنفكري يا آزادگي دارم، آيا حاضرم براي اصلاح
فساد حكومتي كشورم و آگاهي جامعه ام كشته بشم؟ من كه همش ميگم آدم در عمل بايد
حسيني باشه، آيا حاضرم رو در روي نيروهاي امنيتي حكومت بايستم و كشته بشم؟ يا مثلا
به زندان برم و تمام زندگيمو از دست بدم و تا آخر عمر از حقوق اوليه ي شهروندي
خودم محروم بشم؟
وقتي خوب فكر كردم ديدم اونقدر به زندگيم دلبستگي پيدا كردم
كه امكانش خيلي كم شده، يعني اصلا كار راحتي نيست واسم. شاهد اين بي جرئتي هم اينه
كه تاحالا چند بار وقتي با دوستام توي خيابون بوديم و پليس بي دليل به ما گير داده
ما عذر خواهي كرديم. يعني حتي جرئتش رو هم نداشتمم كه توي روي پليس بايستيم و مثلا
يه شب بازداشت بشيم. بعد چطور مي تونيم هي بزنيم تو سر اون بدبخت هايي كه شب
تاسوعا در حالي كه مطمئن بودن فردا توسط سپاه خليفه ي مسلمانان كشته ميشن، امام
حسين رو تنها گذاشتن؟
ممكنه بگيم اين كار ما تاثيري نداره و اين مردم ارزش اين
فداكاري ها رو ندارن و نمي فهمن و.... اما مگر در زمان امام حسين مردم مي دونستن
دور و برشون چي مي گذره؟؟ اونها هم فكر مي كردن اين خليفه جا نشين خداست و حرف هاش
هم حرف هاي خداست و حكومتش هم حكومت الهي و منتقدانش هم دشمنان خدا... سربازان خليفه هم
حسين رو يك روشنفكر مهدور الدم دشمن حكومت الهي مي دونستن و كشتنش رو مساوي با
رفتن به بهشت...
باور كنيد حسيني شدن سخته، خيلي خيلي خيلي سخته!
_________________________
پي نوشت1: آنها كه رفته اند كاري حسيني كردند، آنها كه مانده اند بايد كاري زينبي كنند ، وگرنه يزيدي هستند (دكتر شريعتي)