تبليغاتX
daily dreams
daily dreams

 

چند روز پیش توی اتوبوس نشسته بودم. یه بید ( از این پروانه ها که بدنشون بزرگه و بال هاشون شبیه f-14 هه! ) داشت سعی می کرد از یکی از پنجره ها بره بیرون و همش داشت چسبیده به شیشه پرواز می کرد. دیدم چند نفر دیگه هم دارن بهش نگاه می کن!

با خودم فکر کردم اگه یه سوسک سیاه هم می خواست از این پنجره رد بشه همن طوری مردم نگاهش می کردن؟ نه! احتمالا به سرعت توسط یه نفر له می شد!

چرا دید ما نسبت به یه پروانه با یه سوسک فرق می کنه؟ مگه هر دوتاشون کثیف نیستن؟ چرا. پروانه ها هم کثیفن. اونها هم روی آشغال ها میشینن و از شیره ی آشغال ها تغذیه می کنن.

پس فرق این دو تا چیه؟

من یه مدت توی اتوبوس به این موضوع فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که دید انسان به پدیده های مختلف خیلی به نماد ها وابستگی داره.

پرواز یک نماد مقدس برای انسان هاست و برای همینه که انسان ها کمتر پروانه ها رو می کشن تا سوسک ها رو. یک سوسک که روی زمین در ذهن انسان نمادی از پستی و کثیف بودنه و در مقابل پروانه ای که پرواز می کنه نماد موجودی مقدسه که رها از تعلقات پسته!

جالب تر این که پروانه ای که بال هاش نسبت به بدنش بزرگتر باشن و آروم تر بال بزنه برای ما مقدس تره!!

در بسیاری موارد دیگه هم این موضوع خودش رو نشون میده . حسی که ما به خیلی از پدیده ها داریم به طور نا خود آگاه مربوط میشه به اینکه اون پدیده نماد چه صفتیه . حتی یک پدیده از جهات مختلف ممکنه نماد صفات مختلفی باشه.

به طور مثال شب : شب (بسته به دید یک نفر و احساسش) از طرفی نماد سیاهی و  وحشته و از طرفی نماد سکوت ، تقدس و زمانی برای نجوا.

به هر حال بخواهیم یا نخواهیم ، ضمیر ناخود آگاه ما تحت تاثیر شدید نماد هاست. نمی دونم این خوبه یا بد ولی فکر می کنم نباید باعث بشه که ما دید منطقیمون رو نسبت به موضوعات مختلف از دست بدیم.

..................

پی نوشت 1 : آخرش بیده مجبور شد بشینه لبه ی پنجره ، چون هیچ کدوم از پنجره ها باز نمی شد!!

پی نوشت 2 : فکر می کنم خیلی ها (از جمله خودم) عاشق سیاهی با شکوه و قار قار نوستالژیک کلاغ باشن ولی نمی دونم چرا هنوز از بچگی این رو به بچه ها القا می کنن که کلاغ موجود پلیدیه . تازه با این همه تهمتی که بهش می زنن ، من شنیدم که به این آسونی ها نمیشه جفت گیری کردنش رو دید! ( چه با حیا!)

پی نوشت 3 : آخرین آپم کی بود؟؟؟؟؟ یادم نمیاد!

پی نوشت 4 : به نظر شما ماهی قرمز عید ما که یه چشم نداره (و از اول جای یه چشمش خالی بود) نماد چیه؟؟؟

 


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |

در آخرین روز ها و ساعات مانده به شروع سال نو ، شاید مهمترین مشکلم  ، به خرج دادن جسارت برای دور انداختن کهنگی ها باشد.

گاهی چند دقیقه به شیئی کاملا بی مصرف خیره می شوم و با خود فکر می کنم که اگر آن را دور نیندازم ، بالاخره روزی به درد خواهد خورد. البته شاید این شیئ چند سال دیگر در موقعیتی احتمالی به درد من بخورد اما آیا ارزش این را دارد که سالها جای وسایل نو و جاری شدن تازگی را در زندگی من بگیرند؟

این مسئله دو حالت دارد . یا باید جسارت به خرج بدهم و وسایل کهنه را دور بیندازم ، یا باید هر سال کمد اتاقم را بزرگتر کنم!

این مسئله نه تنها در خانه تکانی ، بلکه در آرشیو های شخصی مان (مثلا عکس هایی که در کامپیوتر ذخیره کرده ایم) و بسیاری موضوعات زندگی به چشم می خورد.

شاید این مسئله به نوعی  برای ما خراب کردن پل های پشت سرمان باشد. شاید همین ترس از تغییر و جدا شدن از گذشته است که ما را در رخوت فرو می برد و مانع از پویایی ما می شود.

اما به خاطر داشته باشیم که به خرج دادن کمی جسارت در دل کندن از تعلقات کهنه و پوسیده ، می تواند زندگی ما را پر انرژی کند .

چه خوب است این جسارت را در دور انداختن افکار کهنه نیز داشته باشیم چرا که در غیر اینصورت ، گرفتار تحجر و خشک مغزی می شویم .

و اینک در این آخرین دقایق مانده به تحویل سال نو از خدا می خواهم که به من جسارت ببخشد تا  آنچه که من را از پیشرفت و کمال باز می دارد ، از خودم دور کنم.

 

پی نوشت 1 : با وجود احترامی که برای نظرات دوستان عزیزم قایلم . تصمیم گرفتم که نوشتن مطالبم رو با زبان نوشتاری ادامه بدم. راستش را بخواهید ، مطلب قبل که با زبان گفتاری نوشته بودم به نظرم خیلی سطحی بود.

 پی نوشت 2 : سال نو مبارک...


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |