
وقتي به قيام عاشورا مي انديشم و سپس به جامعه ي خودمان ، جاي مقايسه و تامل زيادي ميبينم. وجوهي از اين مسئله فراموش شده اند به سهو يا به عمد . وجوهي شايد فراموش شده اند چون به نفع بعضي ها نبوده اند و وجوهي بسيار پررنگ شده اند چون به نفع بعضي ها بوده اند .
وقتي به مردم جامعه و رسانه هاي خودمان نگاه مي كنم ، تاسف مي خورم كه چقدر مردم سطحي نگر شده اند و ظاهر بين. تا آنجا كه امر به معروف و نهي از منكر را فقط در رعايت حجاب و كنترل نگاه بد خلاصه مي كنند و اولین و مهم ترین گام برای اصلاح جامعه را همین امور می دانند . البته گناهي ندارند بيچاره ها ، چيزي جز اين به آنها نياموخته اند.
همگي يادمان رفته كه امر به معروف و نهي از منكر مفهومي بسيار وسيع تر و عميق تر از اينها دارد و آن شايد كنترل حكومت اسلامي از انحراف و تمايل به استبداد باشد . ديگر كسي به ياد ندارد كه حسين براي اصلاح حكومت و نپذيرفتن ظلم و استبداد يزيد شهيد شد يا براي هرچه بيشتر در پرده كردن زنان !؟
آري! حسين ، همان آزادي خواهي است كه تا محرم مي رسد ياد مظلوميتش مي افتيم و بر سر و سينه ي خود مي زنيم . همان آزادي خواهي كه ديگر كمتر كسي در راه اهداف واقعي اش قدم بر مي دارد .
حسين شهيد شد ، چون مردم استبداد و انحراف يزيد را مي ديدند و در مقابل ظلمش سكوت مي كردند . او براي آگاه كردن مردم شهيد شد. براي احياي ارزش هاي فراموش شده. براي آزادي و آزادگي.
حال بهتر است نگاهي به اوضاع آن زمان بيندازيم و سپس به همين اوضاعي كه هم اكنون در كشورمان مي بينيم . شباهت ها بسيار است اما...
شايد بايد مثل برادر بزگترش ، صبر و شكيبايي پيشه كنيم و شايد هم لازم باشد مثل حسين قيام كنيم. در هر صورت هيچ گاه نبايد حقيقت ها يادمان برود چرا كه حقايق به مرور زمان كمرنگ مي شوند و جاي خود را به منافع مي دهند . يادمان نرود ، يادمان نرود ...