تبليغاتX
daily dreams
daily dreams

در پست روزي براي شك كردن اين موضوع مطرح شد كه ما چطور مي توانيم به حواس و درك خود از محيط اطمينان كنيم؟

اگر آن مطلب را خوانده باشيد می دانید كه در آن پست دو نوع تفكر در باره ي اين موضوع مطرح شد. يكي تفكر ماتريكسي و ديگري تفكر ترومني .

 در تفكر ماتريكسي شك بر اين است كه شايد مغز ما در اختيار خودمان نباشد و درك ما از جهان هستي به مغزمان القا شود. مانند وقتي كه افراد در فيلم ماتريكس با قرار گرفتن در دستگاهي ذهنشان به دنياي ديگري مي رفت و در حقيقت حواس پنجگانه (كه همان درك ما از محيط را تشكيل مي دهند) به طور مجازي به ذهن القا مي شد.

اما در تفكر ترومني موضوع به روش ديگري مطرح مي شود . يعني شك كردن به محيط اطراف. در تفكر ترومني ذهن ما توسط دستگاهي كنترل نمي شود بلكه محيط پيرامون تحت اختيار ديگران است. يعني برخلاف تفكر ماتريكسي كه در آن ذهن به محيط مجازي مي رود ، در تفكر ترومني محيطي ساختگي پيرامون انسان به وجود مي آيد.

در نظراتي كه مطرح شد بعضي ها اين تفكرات را بي فايده دانستند. شايد راست مي گويند. اگر ما اختيار خروج از دنياي ترومني يا ماتريكسي را نداشته باشيم ، ديگر براي چه بايد خود را به در و ديوار بكوبيم؟ اصلا چه فرقي مي كند كه در چه دنيايي زندگي كنيم؟ مهم درست زندگي كردن ماست. چه ماتريكسي باشد ، چه ترومني و چه آنچه كه الان داريم (كه شايد يكي از همين دو باشد!! )

اصلا چرا دور برويم . همين زندگي معمولي خودمان كه فكر مي كنيم حقيقي است را بنگريم. خداوند در اين دنيا روح ما را در جسمي فاني محدود كرده است. همانگونه كه ذهن انسان ها به دنياي ماتريكس مي رود روح ما نيز به اين دنيا آمده تا متناسب با اين دنيا زندگي كنيم و به وقتش هم آن را ترك مي كنيم. اصلا تعريف ما از حقيقي يا مجازي بودن دنيا چيست؟

بعضي ها اين شك كردن ها را باعث جلوگيري از روند عادي زندگي دانستند . شايد اين هم درست باشد. شايد همين شك كردن ها باعث سردرگمي بيش از حد انسان شود همانگونه كه اگر كتاب دايي جان ناپلئون را خوانده باشيد مي دانيد كه دايي جان ناپلئون به محيط اطرافش مشكوك شد. تا آنجا كه همه ي اتفاقات دور و برش را توطئه ي انگليسي ها مي دانست . شايد همين شك كردن به محيط اطراف در نهايت به نابودي خودمان بينجامد همانگونه كه دايي جان ناپلئون را از پاي در آورد.

اصلا چرا خوشبين نباشيم؟ اين همه اصرار در كشف توطئه براي چيست؟ (يكي بايد به خودم بگويد!! ) . تا وقتي نشانه هاي وجود يك دنياي ساختگي در اطراف ما خود را نمايان نكرده اند چرا ما به دنبالشان برويم؟ چرا زندگي خود را به خاطر اين شكاكيتها خراب كنيم. حتي اگر مطمئن شديم كه دنياي ما مجازي است چرا بايد از اين خواب بيدار شويم؟ شايد دنياي واقعي خيلي دردناك باشد. آنوقت است كه پس از بيدار شدن از اين خواب مجازي و مشاهده ي درد و رنج هاي واقعي حسرت رويايي را بخوريم كه داشته ايم و به اصرار خودمان از آن خارج شده ايم!

 

 

پی نوشت 1 : هرچه سعی می کنم سراغ این تفکرات نروم نمی شود. نصف فیلم هایی که میبینم مرا به همین سمت سوق می دهند!!!

پی نوشت 2 : اگه یک روز از این دنیای ترومنی یا ماتریکسی خارج شدم حتما دستور العملش را برایتان می فرسم!!

پی نوشت ۳ : منتظر آپ بعدی باشید....


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |

 

واقعا چه مسئولیتی روی دوش آدم می گذارد این بازی یلدا. با اینکه امتحاناتم شروع شده اند باید  چند دقیقه ای وقتم را پای این بازی جذاب بگذارم!

من از طرف وبلاگ ترمه به این بازی دعوت شدم و باید پنج نکته را در مورد خودم که کسی نمی داند اینجا بنویسم و در پایان پنج وبلاگ دیگر را به ادامه ی این بازی دعوت کنم.

 

1-      در بچگی (2-3 سالگی)غش می کردم!! گاهی اوقات که یک دفعه به زمین می افتادم و یا سرم به جایی می خورد یکدفعه غش می کردم! اما حالا هرچه سرم را به در و دیوار می کوبم هیچ چیزی نمی شود

 

2-      تا 3- 4 سالگی هرکس من را می دید می گفت : " عجب دختر نازی!! " اما مشکل اینجا بود که من پسر بودم اما از بس از سلمانی رفتن می ترسیدم همیشه مو هایم بلند بود!!

 

3-      من دو سال از زندگی ام را در پیش دبستانی گذراندم !! البته فکر نکنید که تجدید شدم ها . اشتباه اداری پیش آمده بود!!

 

4-      وقتی کلاس پنجم دبستان بودم دوست داشتم خود کشی کنم. البته نه شکست عشقی خورده بودم و نه مشکل روانی داشتم. بلکه فقط زندگی به من حال نمی داد. اصلا امیدی به آینده نداشتم ! واقعا چه می کند این یأس فلسفی...

 

5-      این یکی دیگر به کودکی محدود نمی شود : عاشق آشپزی هستم! همیشه دوست داشتم آشپز هتل بشوم . البته این علاقه ی من به آشپزی ریشه در علاقه ی من به خوردن غذاهای گوناگون و شکمو بودن من دارد نه چیز دیگر!

 

 

این هم یلدا بازی من. در ادامه وبلاگ های :  گاه نوشته های یک خبر نگار ،  ناگفته های من ، ولگرد ستاره ها ، راه شیری و افلاطون کنار بخاری رو معرفی می کنم

 

 


لينك ثابت | نويسنده | موضوع | تاريخ |